السيد محمدمهدي بحر العلوم

65

رسالهء سير وسلوك ( تحفة الملوك ) ( فارسي )

نفاق . [ 41 ] و همچنانكه منافق در مجاهدين اصغر كسانى هستند كه هجرت ايشان مع الرّسول يا از خوف سياست او ، يا از طمع غنائم يا ظفر به محبوب باشد نه للَّه في الله و نه قلع و قمع دشمنان دين خداست ، و ظاهر ايشان در ميدان جهاد ، و باطن ايشان در تحصيل مشتهيات يا دفع سياسات از خود است ، همچنين منافقين جهاد اكبر كسانى هستند كه مجاهدهء ايشان نه از براى تسليط قوّهء عاقله [ 42 ] بر قواى طبيعيّه و كسر سورت آنها و تخليص خود از براى خدا در راه خدا باشد .

--> [ 41 ] - اين حديث را در ج 2 « اصول كافى » در ص 396 آورده ، و در آن « على ما في القلب » است . [ 42 ] - بدانكه در بسيارى از كلمات عرفا و علماى اخلاق ديده مىشود كه تسلَّط بر عالم مثال و عقل و ورود در عالم توحيد را متوقّف بر كسر قواى طبيعيه و از بين بردن آنها دانسته‌اند . و اين تعبير چه بسا موجب اشتباه مىشود . چه ، بعضى ممكن است چنين پندارند كه با وجود قواى طبيعيّه و وجود طبع و نفس و مادّه و زندگى در عالم اكل طعام و مشى در اسواق وصول به مراتب و مراحل عاليه ممتنع است . با آنكه چنين نيست ، بلكه نيل به تمام مراحل عاليه و عوالم ما وراء مادّه و وصول به مقام قلب و عقل و توحيد مطلق و تحقّق موت ناسوتى ، و ملكوتى و جبروتى و تحقّق و عبور از قيامت انفسيّهء صغرى و وسطى و كبرى در اين نشأه ممكن است ، و با وجوديكه شخص در اينجا زراعت مىكند و تجارت مىنمايد و نكاح مىنمايد مىتواند به واسطهء مجاهدهء با نفس امّاره از همهء اين مراحل عبور كند و برزخ و قيامت و سؤال منكر و نكير و عوالم حشر و نشر و سؤال و عرض و ميزان و صراط و حساب و تطاير كتب و اعراف و بهشت و شفاعت و دوزخ را در اينجا طىّ كند ، و بدون حساب و كتاب وارد در بهشت گردد فَاولئِكَ يَدْخُلونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقونَ فيها بِغَيْر حِسابٍ 40 : 40 ( سورهء غافر آيهء 40 ) و نيز فرمايش حضرت رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم : موتوا قبل أن تموتوا ( اين حديث را در « مرصاد العباد » در باب 4 فصل 2 ص 179 و ص 182 و در باب 4 فصل 2 ص 193 آورده است ) به آن توصيه مىكند . و نيز فرمايش امير المؤمنين عليه السّلام در « نهج البلاغة » : و أخرجوا من الدّنيا قلوبكم قبل أن تخرج منها أبدانكم به آن راجع است . و از اينها صريحتر خطابات معراجيّه است كه به عنوان « يا احمد يا احمد » در ليلة المعراج خداوند خطاب به حضرت رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود و در « بحار الانوار » مفصّلا در ج 17 ص 6 به بعد آمده است ، و از جمله مىفرمايد در احوال محبّين و اولياء خدا : قد صارت الدّنيا و الآخرة عندهم واحدة يموت النّاس مرّة و يموت احدهم فى كلّ يوم سبعين مرّة من مجاهدة أنفسهم و مخالفة هواهم . . . إلى أن قال : فو عزّتى و جلالى لاحيينّهم حياة طيّبة إذا فارقت أرواحهم من جسدهم ، لا أسلَّط عليهم ملك الموت و لا يلى قبض روحهم غيرى ، و لا فتحنّ لروحهم أبواب السّماء كلَّها و لا رفعنّ الحجب كلَّها دونى . . . إلى أن قال : و لا يكون بينى و بين روحه ستر . . . الى أن قال : و افتح عين قلبه و سمعه حتّى يسمع بقلبه و ينظر بقلبه إلى جلالى و عظمتى . . . إلى أن قال : و اسمعه كلامى و كلام ملائكتى و أعرّفه السّرّ الَّذى سترته عن خلقى . . . بنا بر اين اگر علماء عبور از اين را ، به عبور از عالم هوى و نفس امّاره تعبير مىكردند بهتر بود .